تبليغاتX
مهتاب

مهتاب
بهشت و جهنم..

کاش...

اي کاش شعله‌هاي جهنم بهشت را مي‌سوزاند

و التهاب بهشت جهنم را آب مي‌کرد

آن وقت...

ما مي‌مانديم و خدا

مي‌توانستيم آزادانه خدا را دوست بداريم

و قلب‌هايمان را به خدا هديه مي‌داديم

و خدا با آن ديوارهاي شهرمان را مي‌ساخت

خوشا به حال شهر ما

که ديوارهايش هميشه مي‌تپد

و خدا را آزادانه دوست مي‌دارد

وقتي بچه بودم همه به من مي‌گفتند دروغ  نگو مي‌گفتم چرا ؟ مي‌گفتند چون ميري تو جهنم

يعني اگه جهنمي نبود من دروغ مي‌گفتم؟

وقتي بزرگ‌تر شدم  بهم گفتند نماز بخون گفتم چر؟؟  مي‌گفتند چون نخوني ميبرنت جهنم

يعني اگه ترس از جهنم نبود من نبايد خدا را سپاس مي‌گفتم؟

گفتند غيبت نکن گفتند خيانت نکن گفتند دل نشکون گفتند تهمت نزن وقتي مي‌گفتم چرا بازم مي‌گفتند!!!!  مي‌برنت جهنم

گفتند مهربون باش گفتند به همه کمک کن گفتند عاشق باش گفتند پول حلال بخور

بازم گفتم چرا اين دفعه گفتند مي‌برنت بهشت

خدايا از يه طرف ترس جهنم رو داشتم و از طرف ديگه ذوق بهشت..

يعني به خاطر اين ترس و ذوق من بايدها و نبايدها‌ي دنيا را عمل مي‌کنم

يا به خاطر تو ...

اگر مي‌ترسم چرا انجام ميدم و اگر ذوق دارم چرا تلاش نمي‌کنم  پس نه ذوق دارم و نه ترس چرا دل مي‌شکنم چرا دروغ مي‌گم چرا بدي مي‌کنم چرا؟ شايدم نمي‌دونم اصلا باور ندارم

پس اگه باور ندارم چرا خدا را دوست دارم

من مي‌دونم من خدا را باور و دوست دارم ولي ...

 دلم مي‌خواد هيچ وقت هيچ بهشت و جهنمي وجود نداشت

هيچ وقت هيچ فلسفه و قانوني براي تو وجود نداشت

هيچ وقت بهم نمي‌گفتند اگه اين کارها رو  بکني خدا را دوست داري اگه روزي ۱۷ بار خم و راست بشي ولي تو زندگيت دست يه درمانده را نگيري فقط چون همه ميبينند که تو خم و راست ميشي ميگند آدم خوبيه

خدايا  اگه من عاشقتم يه معشوقه هيچ وقت قلب عشقش را  به درد نمياره پس فقط به خاطر خودت مي‌خوام خوب باشم نه به خاطر بهشت و جهنمت

۱ ماه گرسنگي نمي‌کشم ولي دلم مي‌خواد ۱۲ ماه به گرسنه‌ها کمک کنم آيا من کافرم؟

۵ دقيقه نماز نخونم ولي ۲۴ ساعت شکرت کنم من کافرم؟

دلم مي‌خواد خدايم را به خاطرخودش بخواهم  و بس ...

2 نگارش  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:44     | 

شكستني بي‌صدا

دنيائی ويران شود

عالمی بسوزد

ستارگان در هم روند و خاموش شوند

خورشيد ذوب شود و کوچک گردد

قمر نابود گردد و زيبائی هلالهای خود را از دست دهد

زمين با تمام کوه‌های استوار خود در هم کوبيده شود و خرد گردد

درياها با تمام قدرت و هيبتشان خشک گردند

باغ‌های بهشتی و پر درخت و بوته به آتش خاکستر گردند

گل‌های زيبای مهربان پرپر شوند و معلق در هوا گردند

پرندگان خوش سيما و خوش آواز رقصيدن در هوا فراموششان گردد

عندليب‌ها و هزاردستان و سيمرغ‌ها بی رنگ و رو گردند

آسمان آبی با تمام وسعت خود به ناگهان سياه و خوار گردد

جوان‌ها پير شوند

چشم‌ها نبينند و گوش‌ها نشنوند، نشنوند صدائی را که از هر صدائی زشت‌تر و پر گناه‌تر است

نشنوند و نبينند خرد شدن بزرگترين هديه پروردگار عالم

نشنوند صدای شکستن پر شکوه‌ترين نعمت خالق هستی

نشنوند صدای شکستن دلی را...

2 نگارش  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 16:47     | 

شناخت کلمات

سازنده ترين کلمه گذشت است آن را تمرين کنیم.

عميق ترين کلمه عشق است به آن ارج بنهیم.

بي رحم ترين کلمه تنفر است از بين ببریمش.

سرکش ترين کلمه هوس است با آن بازي نکنیم.

خودخواهانه ترين کلمه من است از آن حذر کنیم.

بازدارنده ترين کلمه ترس است با آن مقابله کنیم.

سازنده ترين کلمه صبر است براي داشتنش دعا کنیم.

روشن ترين کلمه اميد است به آن اميدوار باشیم.

ضعيف ترين کلمه حسرت است آن را نخوریم.

توانا ترين کلمه دانش است آن را فرا گيریم.

سمي ترين کلمه غرور است بشکنیم.

سست ترين کلمه شانس است به آن اميدوار نباشیم.

شايع ترين کلمه شهرت است دنبالش نرویم.

حسرت انگيز ترين کلمه حسادت است از آن فاصله بگيریم.

ضروري ترين کلمه تفاهم است آن را ايجاد کنیم.

سالم ترين کلمه سلامتي است به آن اهميت بدهیم.

اصلي ترين کلمه اطمينان است به آن اعتماد کنیم.

بي احساس ترين کلمه بي تفاوتي است مراقب آن باشیم.

دوستانه ترين کلمه رفاقت است از آن سواستفاده نکنیم.

زيبا ترين کلمه راستي است با آن روراست باشیم.

زشت ترين کلمه دورويي است يک رنگ باشیم.

ويرانگرترين کلمه تمسخر است دوست داريم با ما چنين کنند؟

موقرترين کلمه احترام است برايش ارزش قايل شویم.

آرام ترين کلمه آرامش است به آن برسیم.

قشنگ ترين کلمه خوشرويي است.راز زيبايي در آن نهفته است.

رساترين کلمه وفاداري است.سرعهدمان بمانیم.

تنها ترين کلمه گوشه گيري است.بدان که جمع هميشه بهتر از فرد بوده.

محرک ترين کلمه هدفمندي است.زندگي بدون هدف روي آب است.

و هدفمندترين کلمه موفقيت است. به سوي آن حرکت کنیم.

2 نگارش  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:43     | 

فقط خدا

هرگاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد،

تو او را خراب کردي،

خدايا

به هر که و به هرچه دل بستم،

تو دلم را شکستي،

عشق هر کسي را که به دل گرفتم،

تو قرار از من گرفتي،

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود آورم،

تو يکباره همه را برهم زدي،

و در طوفان‌هاي وحشتزاي حوادث رهايم کردي،

تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خيري نداشته باشم و هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم...

تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم

و به جز تو آرزويي نداشته باشم،

و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم،

و جز در سايه توکل به تو،

آرامش و امنيت احساس نکنم...

خدايا ترا بر همه اين نعمت‌ها شکر مي‌کنم.

2 نگارش  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 17:31     |